خواب
من بودم و شقایق و یه سری آدم دیگه تو ی ساختمون بزرگ ِ ساحلی! یه سری اتاق بود که توش یه سری تست می گرفتن. فرق اتاقا موزیکاش بود! اتاق ما ساز های کوبه ای داشت و اتاق رو به روییمون...
از ثبت موقت دربیاد و یادم بمونه تا همونجایی که نوشتم.
من بودم و شقایق و یه سری آدم دیگه تو ی ساختمون بزرگ ِ ساحلی! یه سری اتاق بود که توش یه سری تست می گرفتن. فرق اتاقا موزیکاش بود! اتاق ما ساز های کوبه ای داشت و اتاق رو به روییمون...
از ثبت موقت دربیاد و یادم بمونه تا همونجایی که نوشتم.
خیلی از اتمام ساعت کاری گذشته و من پشت میزم نشستم. کارام تموم شده و میخوام برم اما قبلش حتما باید میومدم اینجا تو این وبلاگ یه چیزی رو ثبت می کردم بعد از جلسه حقوق و پلن سال 96...
که یه روزی که توی این شرکت استخدام شدم پایینترین حقوق شرکت رو داشتم و کارم پرینت گرفتن و آرشیو کردن بود..
امروز بعد از سه سال و نیم باز هم بهار برام همراه با موفقیتهای کاری ِخوب بود و امروز؟ حقوقم بالاترین حقوق تیم فروش شرکت هست و برای اولین بار یک فروشنده ایرانی و لوکال! قراره بازار خاورمیانه رو دست بگیره و بره دبی و امارات و عربستان و کویت و قطر و.... و اون منم! یه دختربچه ای که روز اول با کوله و کتونی اومد نشست پشت میز درب و داغونی تو طبقه ی دوم و امروز؟ نشست روبه روی یه آدم دیگه و مصاحبه کاری ازش گرفت :)
پارسال یذره آسون گرفتم به خودم و زیاااد عشق و حال کردم. امسال دوباره یه ذره بیشتر بجنگیم تا برسیم به چیزایی که خواستیم :)
دیدم که مدتهای مدیدی هست که اینجا ننوشتم. یعنی به تاریخ دقیق تر از تولدم و ثبت نیمه کاره ی اتفاقاتش تا الان..
96؟ so far so good . واقعیتش بهتر از 95 نیست برام. البته فکر می کنم همون 95 سطح توقعاتم رو برده بالا :)) و همینه دیگه لابد زندگی the more you have the more you want . تعطیلات عید رو بیشترش رو خونه و سرکار بودم. یه دو روزی رو کاش.ان بودیم و آخرای فروردین یک هفته ای رو تای لند بودیم و خوب داستان های جالب خودش رو داشت. طبیعت عالی ؛ ملت سرخوش و پارتی کن ؛ شهر همیشه تا صبح بیدار.
به هرحال اونجا جاییکه دلم میخواد باز هم برم.
بعد دیگه باشگاه که نمیرم فعلا و رژیم میگیرم. کار هم مثل همیشه و یک سری برنامه های جدید هم قرار هست به زندگیم اضافه شه که هنوز استارت نخورده.
برم دیگه واقعن پست تولدم رو برای خودم کامل کنم :)