به وقت جمعه شونزدهم ِ یازدهمِ نود و چهارم
بله we changed the plan . این چنجینگ د پلن تو 24 ساعت اتفاق افتاد. اینجوری که در ادامه ی سرچا و نت نوشتنا و پیگیریا دیروز که رفتیم آژ انس مسافرتی پایین شرکت ، خانوومه به طور قطع بهمون گف که تو آن تا ل یا تایم عید از تفریحای آبی خبری نیس چون هوا سرده! پس عملن یعنی نصف بیشتر پلن از بین می رف. و دیگه واقعن میشد فقط واسه ا ب ی که خب عقلانی نبود. بعد گفتیم بریم یه ور دیگه. پولمون به هر جایی که نمی رسید. ه ند و گ و ا و دب ی و اینارو چک کردیم. دوبی بدی نبود بدون کنسرت ا ب ی ولی :دی که دیشب (ساعت 3 صب یعنی) من با خودم گفتم به شقی بگیم بیخیال شیم اصن. و صب اونم مثکه می خواسه همینو کم کم بگه. که می بینه ا ب ی کن س رت داره 4 ام فروردین تو دو ب ی. دیگه سریع با سارا هماهنگ کردیم برامون بلیطارو خرید و باید بری م دنبال کارای ویزا و غیره. کلیییی هیجان داریم واسش. alot to do!
بعدم دیروزی با سارا بودم. داشتم فک می کردم از 5 تا 9 کلی تایمه. اما واقعن زود گذشت. اه لعنتی خیلی خوب دوستیام. سارا برا من یه جور تراپیه. یه جور دراگه. باید بشینم باهاش حرف بزنم باید باهام حرف بزنه. نهایت خوشیمه این صبتا. سارا روز به روز داره به نظرم خوشگلتر و جالب تر میشه. بعد مدل فرق داریه! یعنی قشنگ قیافه و استایل خودشو داره که روز به روز داره improve می کنه. خوشالم که دارم بیشتر مدیریت می کنم که دوسامو زود زود تر ببینم.
از وقتی آخرهفته ها پلن ندارم این استیج شروع شده که من خوشم میاد ببینم :دی از اون رض ا و امی ر حسین خیلی خوشم میاد :دی
آخی.. الان که دارم فک می کنم میبینم چه جمعه ی خوبی بود. ذووقای ظهر...ذوقای شب وقتی رفتیم سر زمین و دیدیم دارن خاک برداری می کنن :)
نتیجه ی عکاسی ِ هفته پیش عااالی شد. هم روز خیلی خوبی بود هم عکسا خیلی خوب بود. هممون راضی بودیم. بعدشم کلییی بهم پیشنهاد شد واسه عکاسی حتی کسایی که خودم خیلیی دوس داشتم! اما نرفتم. چون دلم مدلای جدید می خواس. اینا همه همون عکسایی بودن که از روش صدبار گرفتن.. یکی یه ایده ی خوبی داش که از خودش اونقدی حس خوب نگرفتم شاید ایده شو به ام تی گفتم که کار کنیم :دی این شبا ام تی میره جشنواره برام هر شب عکساشو می فرسته. عالی میشه کاراش عوضی . کلن آدمای بی ادعا کاراشون عالیتره واقعن. امشبم که یه چلنج داش اونجا چون اکسش تو فیلم بود و میترسید که رد کارپتم بیاد که خوشبختانه نیومده بود :))) بای د وی بش می گم تو واقعن اولین دوست ِ منی. دوستی که پسره! از کلمه ی دوس معمولی بدم میاد چون :)
داداشه با بابای دوس دخترش قرار داشته. خواسم بنویسم یادمون بمونه این نسل جدیدیا و گاهن نسل قدیمیا مثه پدر این خانووم capableئه چه کارایی هسن :دی
از الان خوشالم که این هفته که میاد پنج شنبه س تعطیله :دی
این هفته رفتم اراک راسی یه روز.
دعا کنید کوارتر اول 2016 رکوردا درس درمون باشن.
از فردا باید بیشتر take care کنم وزنمو!
برم کم کمک تو جام.
نایتز
I believe in PINK