من کلییی چیز میز miss کردم اینجا...

من باید قبل از سال جدید بیام و کلیی اتفاقایی که افتاده رو ثبت کنم...هنر کردم تولدمو نوشتم..پس این پسته همینجوری بمونه من حتمنی کاملش کنم..آره من یه قهرمانم :دی

قشنگ از همون روزی که گفتم پروژه run this town رو اجرا کردم و با اینکه ده روز اول در چنگال آبله مرغون بودم اما 20 روز پایانی رو ترکوندم قشنگ...حالا دیدی از روش که خیلی میگذره نمی تونی دیگه قشنگ بنویسی اما من فقط یه دور کلی مینویسم که یادم بمونه و البته اینکه من به خودم قول شرف  دادم که امسال دیگه حتمن تو دفترم هر روزو بنویسم که دو ساله این قضیه رو درست اجرا نکردم..

بیشترین کاری که کردم کلییییی خرید بود..یعنی مثه دیوونه ها خرید کردما :دی نه که واسه گوشیم پول زیاد جم  کرده بودم اصن دلم خرید میخواس..اونم outfitبهارونه و تابستونه طور... چهار تا مانتو و یه شلوار و 2تا کفش و 3 تا روسری و یه پیرهن دیگه  و اووم؟ همینا فک کنم..تازه دو سه تا شال و یه کیف هم کادو عیدی گرفتم و کلی خوش خوشانم شد...

شرکتمون خیلی مهربونانه امسال بهمون عیدی داد..بجز همون عیدی مادیه..یه جعبه شکلات و سر رسید و مامان رییسمون ( شرکتمون یه شرکت خانوادگی مال چهار تا خواهر بردار ه این ور و اون ور دنیا می گردوننش ) برامون شال خرید.. کلن من امسال نیازی به شال و روسری نخواهم داشت any more...

به همین بهونه ی تولدم خیلیا رو دیدم...چهار پنج موردی تولد بازی داشتم..

راستیییی پسر لطیفه رو بگم...باهاش بهم زدم!! یعنی واقعن مجبور شدم که بهم بزنم..اینجوری شد که هفته ی قبل از تولدم که رفته بودیم بیرون یهویی گف که میخواد اصن قبل از عید بیاد خواستگاری و این حرفا..من؟ اصن هیچ خوشحال نشدم و ذوقیم نشون ندادم...تازه رفته بودیم بیرون و بهش گفتم بسه دیگه پاشو بریم :دی بعد دیدم اینجوری نمیشه من اصلن همچین قصدی ندارم..هر چقدم همه بگن پسر به این خوبی و فلانی و اینا...من نمیخوام و حتی اصن این درخواست بعد از کمتر از دو ماه به نظرم غیر منطقی بود...و اینکه چون احساساتی بود  نمی خواسم ضربه ای بخوره...تولدمو که پیچوندم نرفتم و حواله کردم به آخر هفته..آخر هفته هم هی از صب به بعد از ظهر موکول کردم و آخر بهش گفتم بهتره جایی نریم و براش توضیح دادم...دلم نمیخواس برم کادو بگیرم و تولد بازی هم بکنیم بعد بگم نه..عذاب وجدانی میشدم اینطوری...بیخیال که نشده اما بازم من ایگنورینگ کامل انجام می دم و اینکه I am single دیگه :دی راستیی (هی یادم میاد کم کم ) مجبور شدم به مامانم اینا بگم این قضیه رو انقد که داداشه تابلو بازی در اورد انقدددر خوب و اروپایی طور برخورد کردن...من فقط نحوه ی آشناییمونو عوض کردم ولی کلن خوب بودن..یعنی با اینکه من با یه آدمی آشنا شدم و طرف قصد ازدواج داره و حالا ما همو دیدیم و اینا بسیار منطقی برخورد کردن..دیگه شما ببینین حاجی ما دیگه داره به کجا میره :دی

گفتم حاجی...یه شبی نشستم با حاجی به حرف زدن...یه مکالمه ی خیلی عجیب..خصوصی ترین چیزی که به هیچ کسی نمی تونم بگم..هیچکس..فقط بین خودمه و حاجی...اما چی شد که اینطوری شد؟ من تو سال جدید میخوام سفر کنم..تنهایی دیگه بدون خانواده با دوستام..اینا هی می گفتن نمیزاریم منم هرچی دلم میخواس می گفتم :دی پررو شده بودماا..حاجی رسیده بود به جایی که می گف اصن نباید بزارم بره اون شرکته :دی منم می گفتم برو بابا مگه دست شماهاش..گفتم اصن همینکارارو می کنین من میخوام از این مملکت برم دیگه...آخر شبی که صدام کرد که بیا پرتقال پوس کندم بخور گف حالا جدی جدی میخوای بری گفتم مجبورم می کنی دیگه..خلاصه نشستیم به مذاکره و اجازه سفر صادر شد :دی اما شب عجیبی بود...

بعد دیگه..رفتیم کنسرت ر ض ا ی ز د ا ن ی که خیلیییی خوب و عالییی بود...اصن شدیدن پیشرفت کرده بودا قشنگ تغییرات و میشد دید..ما که خیلییی راضی بودیم...و کلی هم خوش گذروندیم...

دیگه؟

راسییی ناخنامو کاشتم...یکشنبه که تعطیل بودم از ساعت 1 تا 8 شب فقط تو آرایشگاه بودم..از وقتی آبله مرغون گرفته بودم نتونسته بودم اپیلاسیون اینا کنم...بعد به هوای مانیکور رفتم اما به کاشت ختم شد و من کلییی راضیم از نتیجه...:) خیلی خوب بود...تازه بعدشم پریروز اینا رفتم موهامو جلوشو یعنی بافتم...

دوشنبه ی آخرم با زه زه جانمان بودیم و کادوهای خوشل خوشل گرفتیم..شماها اگه بدونین من چقدددددر پایپیون دارم الان...تازه یه ماگ ایفلیم دارم که بردم شرکت که تازه نو نوار شده و میز جدید خوشگل دارم بزارم اونجا..شرکتمون راسی کلی خوشگل شده..دو طبقه بود که طبقه پایین خوشگل بود اما بالا که ما بودیم نه..اما الان بالا رو هم خوشل کردن و کلییی حس و حال بهتری داره کار کردن توش :)

اووم...دیگه ؟؟ همینا دیگه... مهماش اینا بودش..چقدر اتفاق بوداا...

خدافظ 92 ی دوس داشتنی و عالی ِ من...

وقتی رفتم و هدفامو نوشتم و پارسالیا رو تیک و ضربدر زدم میام و عید بهتون تبریک می گم...:)