خب از سرکار آپ می کنم!

وای دو سه روز بدجوری رو گذروندم. کاش می نوشتمش. اما مهم نیس. مهم اینه الان حالم خووبه. مسئله عشقی احساسی اینا بود. بعد خب یادم رفته بود خودمو تو این زمینه که capable انجام چه کاراییه؟ اونا جیغای من بود؟ سر ِ کی؟ سر ِ چی آخه؟ آخی حیوونی خودم :دی 

هه تا من نباشم به فلانی تو شمال بگم اگه من جات بودم اصن دیگه مرده بود این آدم برام. کلن همیشه از این مدل جمله ها هرجایی هر جوری گفتم خدا گذاشته تو کاسه ام . که بفرما تو بدترش و تاب اوردی. این باری؟ تاب اوردم. چرا؟ واسه دل خودم. ببینم مثلن چقد می تونه دوس داشته باشه یکیو؟ چقد بگذره چقد ببخشه مثلن.

بعد کلی چیز میز یاد گرفتما تو این تو خودم شکستنه. آقا واقعنی عصبانی بودن خطرناکه. تصمیم گیری خطرناک ترینه.  الان؟ همینجوری لست چنس مثلن. از من چیزی کم نمیشه. شاید حسم بره. اما واسم خوبه.

پارسال این موقع ها شاید داشتم همچین بلایی رو خیلی جدیتر سر یه خونواده می اوردم! دست ِ خودمم نبود. حالا امسال کارما! خب پس تسویه ایم دیگه قربونت برم؟ اذیت نکنی دیگه اینجوری منو ها. 1-1 مساوی.

بعد اون روزی به خودم می گفتم اههه چن وخته اصن گریه نکردم. شنبه چشمام باز نمیشد که :)))

خوبیش چی بود؟ یک شنبه رو مرخصی گرفتم. موندم خونه. همممش شه ر ز ا د دیرم کلیم دوسش داشتم. تا 9 و دیدم. شبشم که مثلن کلی نازمونو کشیدن و اینا .

بدیش چیه؟ یاد گرفتم با هیشششکی راجع به یه سری چیزا نباید حرف زد. حتی صمیمیات. خودت آقا فقط خودت می تونی خودتو بفمی و کمک کنی. اما چون باید حس و حالات ریلیز شه راحت شی. سارای راه دورم دوای دردای اینجوریمه. البته اون دوس مشترکامون که تو شمال زدم تو سرشون هم بودن برام.

وای سارام...حالش بده و من دورم ازش.

راستی اون روز قبلترا اینو تو نت گوشیم نوشته بودم باید اینجا باشه واسه خودم : 

من الان همين الان فهميدم مشكلم چيه، چرا بهتره برام كه تنها باشم، من با بقيه مشكل ندارم من با منى كه ميره تو رابطه مشكل دارم. با خودمى كه عوض مى شم. كه ضعيف ميشم كه مى شينم به شمردن، به ملاحظه ، به فكراى صد من يه غاز. كه اون آدم كول ِ بى خيال قوى ميشه يه آدم حساس ِ ضعيف. لت ايت گو، چن بار به خودم بگم لت ايت گو . بى انصافى نكنم رو من كار كردم خيلى زياد، شايد اصن اين فاز ِ آخرشه،شايد اينو كه بگذرونم قوى ترين بشم. شايد مثلن ديگه هيچى نتونه تكونم بده. هوم؟ شايد اصن بايد فكر كنم اين يه مورد ديرتر از بقيه ى چيزايى كه تو زندگى خواستم و بدست اوردم بدست مياد. بايد درك كنم دارم سرِ چى ديل مى كنم. چى ميدم چى بدست ميارم. Nothing in compare ! زمستونا فصل من نيس مثكه 😃 با اينكه فصلمه! مهم نيس، مى تونم، have alot to do to think and to care.


نکات مثبت : حس قوی زنانه :)) آف بودن یه روز ، حال خوبم بعدش.. اصن من حاضرم تو این مسخره بازیا ببازم تا جاهای مهم تر :دی والا.

دارم فک می کنم چوون به گمونم اینام دیگه خیلی خصوصیه کاش فقط اونایی که میدونم منو بشناسن  نه بیشتر :دی والا.. وبلاگا خاصیت رمزآمیزیشونو از دست دادن این روزا.

رفتم لاک ساده زدم برا اولین بار. توفیق اجباری. یه نارنجی که دوس داره!

امشبو لازم سحر کنیم باهم. 

بعدش پاشیم بریم شب عیدی خونه پسرخاله هه برای اولین بار. حتمنی فیلم عروسیشو میبینیم و کلی از دست مادر ِ من خجل زده می خندیم. مهمونی خونوادگیه دلچسبیه انگار. حسم اینو می گه.

5 ام ماهی که بهت حقوق ندن؟ لعنت خدا بر آن. وضع واندرلندم خرابه آفا این روزا.