Hymn for the end :D
بهترین روزامه :) همیشه اسفند برام قشنگترین بوده. همیشه یه قدم مونده به یه چیزی قشنگترین مرحله شه به نظرم. اسفند یه قدم مونده به سال ِ جدید و عید و ایناس .
چیکارا کردم؟ این ور اون ور زیاد رفتم . معاشرت های جدید زیاد داشتم. یه گله دوست ِ جدید پیدا کردم تقریبن. جاهای جدید رفتم. به مورد علاقه هام رسیدم خلاصه. کمتر ورزش کردم ولی بخاطر شلوغیای آخر سالی. خریدای هیجان انگیز سفرمونو کردیم. بهترین ممونی رو رفتیم و ترکوندیم.
قشنگترین چیزی که می تونم و نوشتم :) یه داستان کوچولو که خودم عاشقشم.
تو فروش ریالی ترکووندم و خودم با خودم بیشترین حال و کردم. من بواسطه ی کارم با آدمای بزرگ و خوبی سر و کار دارم و شنیدن تعریف از اونا حالمو خوب می کنه.
و تولدم و تولدم و تولدم...بهترییییین تولد کل زندگیم. وقتی که فکر می کردم چون دوستام از قبل کادومو دادن دیگه خبری نیستو قراره یع بعد از ظهر ِ خوب در حد کافه رفتن با شقی و شبی و داداشه داشته باشم به هیجانی ترین حالت ممکن سورپرایز شدم :) سورپرایز که چه عرض کنم سکته کردم. مرسی از شقی. نمیدونم اصن دیگه راجع به این رفاقت چی باید بگم؟ اصن نوشتنم سخته دیگه راجع بش. فقط باید هر لحظه خدارو واسه داشتنش شکر کنم. جدن میگم.
خب الان آرایشمم کردم. برم یه ذره کار کنم. بعدش ناهار بخورم. بعدش مامانه رو ببرم آرایشگاه . بعدش و نمیدونم. ساعت 10 ام اس تی ج ببینم.
هفته ی دیگه از بهترین ِ هفته هاس :)
آجیلا و خوراکیای سفرمونو باید بخریم. دمپایی بخریم :دی کارای بانکیمونو بکنیم.
برم جمعه بازار و بازار و انقلاب گردی و عکاسی .
بشه سارا رو ببینم پرستو رو ببینم عالی میشه
چارشنبه سوری و تولد خواهره هم هس :)
یه قدم مونده که....
منظرررر جووونی...مرسی مرسی مرسییی یعالمه. :***
I believe in PINK