خب ... نوروز ایز هیر لیدیز اند جنتلمن...

بی شک قشنگترین ماهه 94 اسفند بود..بی شک قشنگترین روزای دم عیدو امسال داشتم... بی شک 95 سال مایلستون طوری می شه برام...حالا چرا؟ همین اواخر سال بود..نمیدونم چی شد یهو؟ یه روزی فکرم رف سمت یه سری کارای نکرده..یهو دید ای دل غافل حواسش از یه سری چیزا پرته.. که کارش شده هر سال اونارو نوشتن تو هدفاش و گذاشتنشون یه گوشه به امون ِ خدا به بهونه ی نبود وقتش و پولشو خیلی چیزای دیگه.. همین اواخر سال اما حواسشو جمع کرد و شروع کرد به انجام یه سری کارا..حالا اینارو می گم فک نکنین چی کارا ها..همین که بیشتر نوشت! بیشتر عکس گرفت. بیشتر حواسشو داد به کارایی که براش مهم بودن.. نمیخوام روزا بیاد و بره و من یه مدیر فروش ِ موفق باشم ولی هنوز فرانسه بلد نباشم..که یادم بره نوشته های خوبی می تونم بنویسم ( لااقل واسه دل ِ خودم) یادم بره قرار بود چیا یاد بگیرم. من صبر نکردم برسه به اول سال...همون آخرای سال رفتم چندتا کتاب خریدم..یع دفترچه خریدم..خدا جوری موقعیت چید که ح بهم دوربین ِ اولشو واسه یه بازه ی زمانی خوبی بده دستم تا شروع کنم یکم چدی تر شات زدن..و خب بعله در کنار اینا من تو ماه آخر سال رکورد فروش داخلیو تکون دادم و تو دو روز آخر سال با آرش 600 700 تن! فروختیم. حالا اینا کنار هم انقدددد بهم مزه کرده مه می گم سالم سال ِ عسلی بود. شت :))) هنوزم یاد اون روز می افتم که انقددد سر رکوردا داخلی با خودم حال کرده بودم که آرش می گفت باد کرده داری راه میری..خب آره دیگه. فمیدم...من با خودم حال کنم زندگیم بهشتمه :) 

خداروشکر که 94 و به بهترین شکل تموم کردم. سالم و صحیح و پر پول بود برام. خوشم میاد انقدی راحت خرج می کنم چون میدونم دستم می رسه! باور دارم! وگرنه کی دمه سفرش این شکلی ولخرجی می کنه.. اما همیشه سلطان ِ کائنات برام بیشتر از سهمم می ذاره کنار و می رسونه دستم و منی که هیچ وقت قانع نیس :))) امسال که پاداشمو گرفتم همش غر زدم که غلط کرده کمممه..همه می گفتن فقط خفه شو :دی کم نخواستم و خدا بیشترو همیشه نصیبم کرده. 

کارای پست قبل انجام شد بجز دیدن پرستو که تو باهار انجام می شه. 

پنج شنبه ی آخر همه ی کادوها و عیدیامو جمع کردم ریختم تو ماشین اما پیاده رفتم اسفند گردی . از گی و و چهارراه ولیعصر و انقلاب و استانبولد و جمعه بازار و جمهوری و همه. خوش گذشت بهمون.

ساراهه رو دیدم یکشنبه و منو با کادوهای خوشگل خوشگل کلیی شرمنده کرد. سارااااا این پاپیونو همممش می خوان از چنگم دربیارن اِه :دی نمی زارم من ولی...

نازنین و امی ر و دیدم. 

راستیییی موووهامو به کوتاه ترین شکل ممکن زدم :دی کاری که قرار بود تابستون بکنم . همون بعد از پست قبلی که مامانو بردم آرایشگاه وسوسه ی مدل موهای تی لو ر بم غلبه کرد و شقی هم خودشو رسوند و الان؟ راضی ترینم :)

وای یه روزیم یادتون باشه من موتوری گرفتم :)))) از جالبترین و هیجانی ترین اتفاقا بود. وقت نبود و چاره همین بود تا برسم به مامانه. 

شقی! هایلند ! عیب ! :دی

با ام تی تو اون خیابونه رو به دیوار ! خر بازیای همیشگی ِ من که خدا آخر و عاقبت ِ این یکیو بخیر کنه واقعن :)))

خلاصه همه چی دان شده. 

این دو سه روز هم در خدمت خونواده می گذره به خوردن و خوابیدن و عید دیدنیا و بعدم میریم که داشته باشیم هیجان انگیز ترین سفرمونو.. سال و داریم قوی شروع می کنیم... قوی ترینم تموم میکنیمش و من ایمان دارم.

شاید دیگه نشه نوشته تا آخرای تعطیلات...دو سه خط آخر باشه واسه شما ندیده های عزیز دل...

ببینین...شماها بی اغراق واقعی ترین دوستای منین.. اینکه برای سفرم قد خودم یا بیشتر از من ذوق دارین..اینکه حواستون به موهام به کارام هست..اینکه منو زیر کنسرتای ابی چقددر تگ کردین...اینکه دارم شماهارو جزو تاپ تن نعمتهای زندگیمه قطعا...

سارا

پرستو

منظر

بلو جونو :)

شبنم شیرازیم

مسا

سمی

نیگولی گوگولی

اون یکی پرستو 

ورون

ال

شبی شمالم

ژولی ، مرجان ، بهاره ، بهار ، ندا و مهشاد و گیلدا و خانومه و پری و سیگما و خیلیای دیگه. مرسی که چند ساله رفیقای همیم...

وای مرسی حتی از دوستانی که موجبات خنده ی مارو فراهم می کنن :))))

بگذریم حالا :دی

سالتون قند رفقا!سالتون عسل :) 

بخنده دلاتون همیشه.. حالاتون احسن الحال...

خوشی باشه براتون و تعطیلات بترکونین :*