شبهای خنک تابستون
حالا امروز تموم شد. همه ی بدهیامو دادم و همین الان آخرین پرداختیمم که پول وی پ ی ا ن ام بودو زدم و تمام. آخی حالم خوب شد.
دیگه قول دادم فعلنی سفر نرم و یه ذره به زندگیمو کارایی که توش عقبم برسم. قول دادم یه safe side مالی درس کنم برا خودم. بسه بابا ک س خل گری :))) اما می دونین چیه؟ شما هرجوری باشین کائنات همونجوریشو بهتون بر می گردونه. شاید مسخره س اما برا من باحاله که من نمی دونم چقدر پول قراره در بیارم. آره من یه map دارم یه تارگت دارم میرم که بزنمش که کلی پول دربیارم. چند وقتی بود نزده بودمش. این سه ماهه ی دوم 2016 خیلی حرص خوردم چون زده بودم اما سر ِ یه مشکل کیفیتی پولم میشه چ س تومن اما چی شد؟ تو آخرین لحظه ها ورق برگشت! مشتریم حاضر شد پول ِ بارشو بده و تسویه کرد. تسویه ی مشتری یعنی من می تونم جزو فروشام اعلام کنم و بعدش؟ done از یه مبلغ غم انگیز رسیدم به یه چیز درس حسابی به نسبت. 3 ماهه ی سوم؟ I am working my ass off جدن! می دونم می ترکونم ! بهتر از قبلی..گرچه یه جاهایی مجبور شدم من از سهمم شرکت از سهمش بزنه و بدونه پورسانت بفروشیم اما بازم اوضاع خوبه. یعنی میدونی؟ من استایلم کوله (چه از خود مچکر! :))) ) دنیام باهام کول برخورد می کنه. آره من یک ماه بود به گا رفته بودم بی پول اما می چرخید همه چی واسم! سرمایه ی من؟ مغزم و تلنتم و پشتکارم و خونواده م و دوستاممن. تا وقتی اینارو داشته باشم بالا می مونم. آپ و داون شاید باشه اما بالام . در نهایت بالا وای میسم.
خب افتادم بالاخره رو اون کانکشنی که باید با س ک . ..س ا ن د د سی ت ی...دخیلی دیر و دیر دیده بودم ...وباره دارم میبینم از فصل دو به بعد و همین الان قبل این پست فصل سه رو تموم کردم. این بار بیشتر دوسش دارم. دیدنش الان منو یادِ پریسای 89 میندازه وقتایی که دسپریت هوس واویز می دید./ الان خوبه برام دیدنش. اینباری دارم تیپاشو می فمم. میبینم چقد کجاها شبیه من و شقیم.. اونجایی که کری گف من سه نفرو دارم که هرجوری باشن منو دوس دارن . یاد شقی افتادم. ما همینیم. نه که تو دورانِ گل و بلبلی بگما نه. فردا ظهر همون شبی که سه صب برگشتم خونه بخاطر بابام و اون منو تو اون جاده تنها گذاش و عصبانی بودم ازش فمیدم میتونم ببخشمش همه جوره همیشه و بازم دوسش داشته باشمو اینکه بعدش می شینیم راجع به اتفاقا صبت می کنیم و حالامون اوکی میشه. شما با هر کسی نمتونی بشینی پای همه چیز. نمیتونم بخوری و بخوابی و هزار تا کار ِ دیگه بکنی و یکیو پشتت داشته باشی. ما داریم همو. روزی که همو نداشته باشیم قطعا برای من زندگی خیلی گه میشه و سخت میتونم از پسش بر بیام. یه چیزی دیگه ای که پیش میاد این روزا تشبیه اتفاقای این سریال با چند روز بعد از زندگی ِ ماس :)) بگذریم.
تجربه ی جالبی که داشتم تو این هفته اینکه تو حالتی که هشیار نبودم تونستم با یک سگی که قبلش از دیدنش به سکتته میفتادم دوس باشم!چوری که صبش بعد از خوردن صبانه تو آفیس یادم بیفته دستامو لیس زده بود :/// واقعن چقدر اوضاع می تونه عوض شه :)))
ماشین بهتره.چراغ چکش هنوز روشنه و من دیگه نمیدونم با اون فاکینگ لیدل لایت چیکار کنم میرم میام باهاش دیگه :))) تمیز و خوشگلم شده. جمعه هم براش ضبط می خرم.
دیگه چیکارا می کنم؟ سعی می کنم فردا شب جایی سرم گرم باشه. یع جای خوب ترجیحن .
هر کاری می کنم و نمی کنم تو هفته ی آینده باید برم یه باشگاهی ثبت نام کنم و از این ادم فت ِ زشت و بد هیبتی که هستم فاصله بگیرم. دلم باشگاه ی جدید میخواد . یه خوبش تو آ اس پ ی دوس داشتنی هس اما خیلی گروونه خیلی! حالا داریم میگردیم دیگه.
به پسره ی ساکن اونور گفتم هر وخ همو دیدیم تصمیم میگیرم و من نمیتونم بیام فعلا. میخواد پاشه باید . whatever من نمیخوام میدونم. گفتمم در اخر.
سو؟ هس. خب بعد از اینکه شقی با سرور قطع کرد رابطه رو. ما کمابیش صحبتامون بود. دو روزه فک می کنم که not in the mood of him . آخی پسره ی ک س خ ل :)
یکم خرید ، هوم؟ نمیدونم. آدم چاق باید تنبیه م بشه آخع. خرید ورزشی قبوله!
عروسی ِ بنفش! لباس؟ nnnaaaaah
با همه ی اینا حالم خوبه. همین الان که یه باد خنک مخلوط با بادکولر داره می خوره به پام. و یکی از همون لباس هرمزی خونگیای دکلته ی کلوش خنکمو پوشیدم و اونجامم دیگه اوکیه پرستو :))) خواهره دراز کشیده و داره موزیک گوش می کنه. مامانه و بابا اونور دارم باهم خندوانه می بینن و صدای خنده هاشون میاد و داداشه ی عزیز تر از جونم لابد تو راه برگشت به خونه از بسکتباله من حالم خوبه.
به متی تبریک گفتم تولدشو. اه که چقدر نوشتنم میومد براش. بش گفتم نوشتم اما نمیدم بت.گف بده گفتم دستی به سروروش بکشم بدم. دروغ گفتم. ننوشتم. خیلی وخته که اونجوری نمی نویسم. از اون لایه ی دلم نمینویسم. گفتم باشه کادوی تولدت علی الحساب. اما نفرستادم چیزی براش. نیم ساعت مکالمه ی خوش و خرم با دوتادونه قلب آبی و بنفش در آخر بس بود واسه 00:00 ِ دیشب ِ برث دی بوی.
من بلد نیستم تا ابد قهر بودنو.حتی اگه خنجر رو کسی بکنه تو ک و نِ من!
برم بخوابم که آنتایم برسم آفیس وگرنه اونی که خنجر خنجرم می کنه صب آرشه :)))
بترکونین آخرِ هفته رو ها!
I believe in PINK