پرس گف بنویس مام گفتیم چشم..

خب تموم کارایی که تو پست قبلی گفتم انجام دادم. 

رفتم برا برزو ضبط خریدم. تازه باند برای درای عقبم خریدم :دی تااازه دریچه کولرم خریدم. بهش رسیدم دیگه خلاصه. چراغ چکش؟ مثکه اوکیه. حالا باید دوباری توش بنزین سوپر بزنم مثکه.

هیچی دیگه باشگاه رو هم شروع کردیم با شقی. و اینکه سایزامون افتضاح شده! عجیب اصن. حالا دیگه نان استاپ چار پنج روز در هفته رو اونجاییم.

این چند خط بالارو پنج شنبه ظهر نوشتم بعد دیدم حرفم نمیاد ول کردم رفتم. بعد الان دوشنبه 10 صبه روز اول هفته ی کاری من حرفم میاد :دی

از بهترین هابی ِ ای من همیشه سریال بوده.. از اون چیزاس که واسم تو خونه موندنو تنهاییو شیرین می کنه اصن.

حالا چون خیلی صبت شده از این سریال من هی بگم بنظرم یطوریه ولی می گم :دی من اصن نمی فمم چرا دفه اولی که س ک .  س ا ن د د س ی تی و دیدم با الان انقد فرق داره حالتم! دفه اول من یه فصل و تو چن ماه دیدم الان؟ تو کمتر از یه ماه من فصل پنجم و کم کمک ناراحتم از اینکه دارم تمومش می کنم. بعد تو طول روز و اینا هی یاد کرکتراش می افتم یا تو حرفامون باشقی هی بش می گم مثلن کری ام فلان طور و اینا. بعد جوریکه پنج شنبه شب ساعت یک از مهمونی اومدم ناهشیارم هسم نشستم به سریال دیدن! این اصن دیگه خیلی عجیب بودش.

گفتم مهمونی بزارین براتون از مدلمون تو ممونیا بگم. خب از وقتی که شقی ام از رابطه اومده بیرون ما ممونیارو دوتایی میریم. بعد خب کسی بیاد طرفمون حال نمی کنیم کلن . همش باهم می رقصیم :)))) شده خیلی جاها شک کردن ما ل ز باشیم :)) مام مشکلی نداریم با این قضیه تو ممونیا :)) اوکیم بگن او دوتا دختر چس کنای ل ز :)))

جمعه ای کلششو تو خونه گذروندم. خیلی ام خوب بود. هی تو ذهنم میومد با فلانی یا فلانی برم جایی اما حسش نبود. فقططط خوردم و سریال دیدم و حموم اینا رفتمو کمدمو مرتب کردم و اتوکاری کردمو اینا.

آها چون دارم میرم باشگا اینجوری کردم با خودم که پنج شنبه شبا و جمعه ها آزادم هر چی می خوام بخورم روزای دیگه ولی حواسم باشه.

یه عادتیم که جواب میده روم ناشتایی لیمو ترش و آب جوشه .

دیگه اینکه یک شنبه عروسی ِ همکارم که خواه ر مدی ریت هس و از سهام دارائه هس (جمله رو تورو ابلفضل :)) ) لباس اینا نخریدم. دلم لباس برای عروس نمیخواد اما دلم میخواد یه دامن بلند که تا نافم باشه با یه نیم تنه بخرم. حالا اگه بتونم زودتر بخرم که تو این عروسیم می پوشم اگه نشد که از همینایی که دارم یکیو می پوشم دیگه. 

دوربییین باید بخرم. میسِ عکاسیم خیلی زیاد. البته تو محیط هستم کماکان به عنوان مدل حداقل :)) یکیش که پروژه ی شینه میخوایم انجامش بدیم. اون یکیش که خیلییی هیجانیم کرده سین نون ِ که بهم دایرکت داده بود که داره میاد تهران و دوس دارم ازم عکس بگیره. من کلیی خوش خوشانم شد. :دی حالا بم گف اگه شد لوکیشن بگردم پیدا کنم یه خونه ی حیاط دار که متاسفانه من فک نکنم بتونم پیدا کنم :/ حالا دیگه ببینیم چی میشه .

مرداد تاخیرای صبم رسید به یک ساعت و این یک رکوردیه واسه خودش آرش کلی خوش خوشانش شده بود :دی از نظر careerی بخوای حساب کنی روزای خوبیه. اصلاح رفت و آمدم و رکورد خوب ِ فروش منو جای خوبی قرار داده خدارو شکر. کار زیاده. باید به فکر یه سقف باشم کم کم :) جمع و جور شم. 

 بعد از دو سه ماه پنج شنبه وقت ناخن گرفتم برم ژلی ش کنم. اوکی ام با ناخنای خودم و راضیم از تصمیمی که گرفتم. 

همینا دیگه فعلن.

آها عنوان راجع به یکی از مربیای ک . س خلمه تو باشگاه که من هزار بار گفتم آقا من پریسام هی بم میگه ملینا دیروز شماره مو گرفته بعد می گم عشقم درس سیو کنیا. بعد شب رسیدم دیدم تو گروه ِ اسپینینگش زده این ورزشا و این رژیم واسه ملینا و کسایی که مثه ملینان! اِ خری بابا مگه تو؟؟