نهم های دوس داشتنی...اما نهم دیروز تلخ هم بود..اولین روز بود که بدون رایان گذشت..28ماهه می شدیم...
راستشو بگم سخت می گذره..خیلی سخت..
دو چیز دو نفر دوتا دارن در من می جنگن..من و پریسا داریم همش باهم می جنگیم...پریسا التماسم می کنه که بیخیال شم عشق زندگیشو ازش نگیرم هی میشینه برام از روزای قشنگمون میگه..میگه نگاه کن همین الان به لباسای تنت ببین با کی خریدی..نگاه کن به همین خیابونا با کی بیشتر اینجا بودی..به همه ی خاطره هامون من اما سرش داد میزنم میگم که بس کنه که این چیزا واسش نون و آب نمیشه و تصمیم الان من براش بهترین تصمیمه..
نه!میلی به زنگ زدن ندارم..خوشحالم که زنگ نمیزنه چون نمی خوام وسوسه شم حتی...گرچه اینهمه ساکت شدن گوشیم و شارژی که کلی وقته توش مونده هم اذیتم می کنه..
وضعیت نمره های لعنتی این دانشگاه خوب پیش نرفته و لب مرز مشروطیم..یکی از استادامم فردا می خوام ازم امتحان بگیره دوباره...بعد امروز تو این صبح بارونی قشنگ با یکی از هم کلاسیام قرار گذاشتم که بهم خوب یاد بده و چند ساعتی اونجا بودم..شبم که دلم می خواس با شقی برم بیرون اما نشد و با مامان اینا رفتم...
تحمل شنیدن آهنگارو ندارم...
ولی میدونی به پریسا قول دادم این دفعه آخری باشه که اذیتش می کنم که ولش می کنم و میزارم عاشق شه و بعد اینجوری وایمیسم بالا سرش و میگم یالا دل بکن از دوس داشتنیات...این دفعه آخره...
بعد من لازم دارم بنویسم این چند وقت بیشتر..حالا نخونید این نک و ناله های منو هم چیزی از دست نمیدید..پیشاپیش معذرت می خوام اگه اون انرژی مثبته و اون پستای رنگی پنگی کمتر میشه...امیدوارم که نشه اما اگه شد بدونید من همه تلاشمو واسه خودم و دنیای رنگیم می کنم...
الان دو مسئله مهمه نمره ها و رابطه م وحشتناکه:)))اولی وحشتناک تره البته...
حالا به شقی یه فکرایی کردیم واسه تغییر دانشگاه و این صوبتا...فعلن چیزی معلوم نیس البته...
آها دلم می خواد از یه تجربه عجیبی بگم...من دیشب که خوابیدم بعد ناخودآگاه هی صب بیدار میشدم که یوقت دیرم نشه می خواستم بره واسه درس پیش پسره...بعد یه جا پاشدم دست چپمو تکون دادم بعد هرچی دست راستمو تکون می دادم انگار نه انگار بعد انگار نداشته باشمش!یجور عجیبیاا...بعد آخر با دست چپم بلندش کردم گذاشتم رو خودم و تازه تکون خورد...بعد قشنگ حس فلج بودنو درک کردم...خیلی عجیب بود!(رایان نیس دیگه به چرت و پرتای من گوش کنه شما باید جورشو بکشید:دی)

I believe in PINK