دوستان و حضار گرامی...

پانیذیت سه ساله شد...

پانیذیت عزیزم...چیزی که یکی از چیزای!خوب زندگیمه...شده دفتر خاطراتم..خیلی چیزا ازش یاد گرفتم!یعنی راستش خودمو باهاش خیلییی بهتر شناختم...

پارسال این موقع ها که نه یه ذره بعد تر اینجارو از دست دادم!یهویی حذف شد..یعنی اول خواستم انتقال بدم که اشتباهی حذف شد..خیلیی غصه خوردم اما مهم اینه که الان هست...

باهاش با هیجان حرف زدم..از شدت ذوقم کوبیدم رو کیبرد از شدت خشم کوبیدم..با خنده و نیش باز نوشتم با گریه و غم نوشتم..با وسواس عکس گذاشتم..اصناا دارم فک می کنم یه آلبوم رنگی پرینت شده از اینجا بگیرم(همین الان موقع تایپ به ذهنم رسید)حیف که کلیییی گرون میشه لابد:دی

با دوستاییی فوق العاده یعنی به معنی واقعی این کلمه فوق العاده آشنا شدم..ورون عزیزم...سارا جانم...ژولیت مهربونم..من شانس آشنایی با این آدمای gorgeousرو بغیر از بودن اینجا هیچوقت نداشتم خب...بعدشم بقیه دوستام..نونوش و نسیم و نیلا و یاسمننن ومهسای جانان  و و جونو و خاتون و پرستو و نوازش و نیکا و سپیدااار و بی پروا و بلانش و نیگولی و منظررر و میراو بهارو دایسسسس وپریساو الههههههه و مهفا و شی  و الی و فاطمه sh و ندارها اون سارا خاموشه با کلی خاموش دیگه و مریمو اما و خانومممه و نیلو و ناتالی و مای سلف و لی لی و مربا و نانا و لیلا و پری و دلا و آناماری و لیدی ام و لی و محدثه و ایکس اس و نیروانا و تینا و پیچ و مهره و گیلاسی و وبولت ومارگزیده و لاله و نیروی برتر جاسمین و میس ابسولوت و بوووووسه و دیزی و دختر بیس ساله و مینو وواسکارلت وسانا وسعید ح جیمی و فونیکس و خیلییییای دیگه که خاموش میخونمشون..شاید اصن خبر از وجود من ندارن...خیلیای که دوسشون دارم...دوسشون ندارم..خوشم میاد یا خوشم نمیاد..حرصم میگیره ازشون یا باهاشون میخندم و گریه می کنم...عصبی میشم یا حتی رودست میخورم ازشون!

القصه که من اینجارو دوس میدارم...اینجا یعنی همه ییی این ها کنار هم..

بقول دوستان عزیزمون:دی دمه همه اونایی گرم که واقعن پشتمون بودن هرکاری کردیم بازم خوششون اومد(حالا اگه خوششونم نیومد به ما احترام گذاشتن باهامون موندن)

تولد سه سالگیت مبارک پانیذیت جانم:*