لعنتی من باید بیشتر بنویسم خیلی خیلی خیلییی بیشتر..خیلی چیزا واسه ثبت شدن نیس...حیف که دیگه همه ی روزام داره بدون ثبت شدن میگذره واقعن حیف...

این روزاا پانیذیتتون داره دو شیفت کار میکنههههه :دی بعله بعله من یه کار خوبی پیدا کردم :) یعنی اینجوری شد دوست جدیدم وقتی فهمید من چقدر حقوقم پایینه و اینا و خب خودشم آدم فوق اکتیویه بیشتر تشویقم کرد که کارمو عوض کنم بعدش خودش یه سایتی بهم معرفی کرد که واسه شرکتای غالبا درس درمون بود..که اونجا رزومه م ساخته شد و اینا یکی دوتا جارو هم دوستم اپلای کرد برام..بعد هفته پیش خواستم بخوابم همینطوری تو سایته چرخ زدم یکی دو جا دیگه هم اپلای کردم و خوابیدم که صب دیدم یکیشون زنگ زد بیا برای مصاحبه!!!خلاصه رفتم فرداشم با حاجی رفتم و مشغول شدم..البته فعلن ماه اول آموزشی...همه چی خوبه البته که همه چی کامممملن برام جدیده..یه دنیای جدید..اما دوس دارم..درس خوندن و یادگرفتن براشو دوس دارم...

بعدش نهم بود...نهم مهر..سالگرد دوستیمون...

اومده بود و کلیی حرفای تکراری زد و من قبول نکردم..دیگه اصن نمیتونم قبول کنم حتی...نمیدونم چرا اصن وقتی باهاش حرف میزنم فقط عصبی میشم...آدم باید خیلی پررو باشه که بازم بعد این همه وقت بگه به من فرصت بده!!چقدر دیگه؟بهرحال تونستم نهم مهر..روزی که برام خیلیی مهم بود رو بدون اینکه خر شدن بگذرونم و این یعنی تمومه...

تااازه نهماا هنوزم خوبن..چون من شغل جدیدمو تو این روز پیدا کردم:)

تااازه 10م مهر هم دومین سالی شد که من تو موسسه کار می کنم..جالب نیس؟تو دو تا روز پشت سر هم...

اینجا اکثر کارمنداش خانومن..مدیرم یعنی مدیر بخشی که من توش کار می کنم یه خانومه مهربونه...

یعالمه حرف داشتماا اما نمیدونم چراا

آخه ببینید تایم نوشت پستم کیه؟بعد الان 14امه ساعت 10شب...انقد وقت برد تا وقت کنم اینو بنویسم..

زود میام !